سکوتي که نتوانست بگويد

 
خداحافظ همين خالا...
نویسنده : sepideh - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٦
 

,وداع

من از هیچی گله ندارم عشقم هم به من رسید

من از هیجای این دنیا ناراضی نیستم

من از گذشته ها نالان نیستم برعکس با تموم بدی هاش می پرستمش

ولی

من دیگه آدم وبلاگ نویس سابق نیستم

مثل همه ی آدما باید زندگی کرد و لذت برد و پذیرفت

نمی گم دوستش ندارم چون حقیقت نیست

 اما اصلش اینه که اون منو عاشق خودش کرد البته وقتی فهمید که خیلی دوستتم داره

حالا هم مثل یک زوج دوران نامزدی به سر می بریم

نمی دونم آخرش چی میشه؟

اما.....

با شمام دوستان گرامی نمی دونم بر می گردم یا نه اما فعلاْ دلم رفت و منو با خودش برد.

حق یارتون

خدانگهدارتون

خداحافظی گرچه برای همه دردآور ولی بهتر از منتظر گذاشتن

وداع


 
comment سکوت تو ()
 
 
حدانگهدارت
نویسنده : sepideh - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٧
 

 خداحافظ

 قسمت نشد ببینمت خدا نگهداریت کنه               

 فرصت نشد بمونمو از تو نگهداری کنم

 گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برام

 اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر درد برام

گفتم صدات و نشنوم ندیده از پیشت برم

پشت سرم زاری نکن چیکار کنم مسافرم

من میرم ولی باز تو بدون همیشه

 یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم

 اگه تو نباشی میمیرم.

 نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار

 نامه رو خط خطی نکن این دو جمله رو دووم بیار

 باور نکن یه بی وفام نامه میزارم و میرم

نه

 قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم

 سهم من از تو دوریه  تو لحظه های بی کسیم

 قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

من میرم ولی باز تو بدون همیشه

 یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

گل من خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم

 اگه تو نباشی میمیرم.

 همیشه زنده میمونم با یه عالمه ترانه ها

 منو ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هات

 دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه

 تموم خاطرات خوش خدا نگهدارت باشه

 

 


 
comment سکوت تو ()