سکوتي که نتوانست بگويد

 
 
نویسنده : sepideh - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
 

زندگی جاریست

اما سهم من و تو چی؟

فقط خاطرات

......................


 
comment سکوت تو ()
 
 
یک سال رفت
نویسنده : sepideh - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٤
 

 

یک سال دیگر نیز گذشت

و من و تو هنوز ناتمام مانده ایم

حتی نگاه هایمان...

 

 

چقدر غریبانه

به لحظه ها ی زندگیم

رنگ آشنایی زدی

و   رفتی

تو را هیچ وقت از خاطر نمی برم

که تو ...

آشناترین غریبه ی من بودی

 

 

 

امشب زنی که خنده ی غریبه ای را دید تا صبح بیدار است

امشب کودکی که اولین سیگار را کشید تا صبح بیدار است

امشب مردی که دست رییس را بوسید تا صبح بیدار است

هر شب من به یاد نگاه تو و لبخندت تا صبح بیدارم

اما فردا شب چی؟....

 


 
comment سکوت تو ()